«بيمار استاندارد» به عنوان تازه ترين تجربه سريال سازي سعيد آقاخاني، گذشته از اينكه از منظر ساختاري، مضموني و وجوه هنري قابل بررسي است، اثري نو و متفاوت در كارنامه حرفه اي كارگرداني است كه براي مخاطبان تلويزيون بيش از اين سبك خاصي را در سريال سازي جا انداخته است.
آقاخاني كه تجربه سريال هاي موفقي همچون روزهاي بد به در (1393)، دزد و پليس (1391) و ...را داشته است، معمولا بازنمايي طبقه متوسط يا نسبتا ضعيف اجتماعي و مناسبات و روابط اين گروه، درگيري ها و دست پنجه نرم كردنشان با مشكلات اقتصادي كه هرازگاهي به خلق موقعيت هاي كميك دراماتيك منجر مي شود را پيش از اين ترجيح مي داد.
اين كارگردان در ساير سريال هاي خود تلاش مي كرد با استفاده از تيپ ها، فضاهاي شلوغ و پرازدحام، برخي سكانس ها را به نحوي هدايت و مديريت كند كه يكي از كاراكترها جدا از اينكه خود را معرفي مي كند، سهمي هم در پيشبرد داستان داشته باشد. اين كاراكترها هر چند كوتاه؛ عمدتاً چندبعدي هستند و در خدمت داستان حركت مي كنند. در واقع آنچه آثار آقاخاني را متمايز از كمدي ها يا سريال هاي طنز تلويزيون مي كند جزئي نگري و ريزرفتارهايي است كه مي توان به هر يك از نقش هايش نسبت داد. چنانچه بعضي از آنها در مسير تيپ سازي آنقدر پيش مي روند كه تكيه كلام ها و عادات رفتاري شان را ميان بينندگان پروپا قرص سيما تا مدت ها جا خواهند انداخت. همان ويژگي و واژگان سازي كه از كارهاي مهران مديري سراغ داريم.
كمدي هاي آقاخاني همچنين عمدتاً بر پايه موقعيت هستند و به همين دليل باعث مي شوند تا لبخند يا خنده هاي تماشاگر پيوسته نباشد. در واقع داستان با كارگرداني و چيدمان آقاخاني مخاطب را در تميز طنز آشكار يا ضمني پوشيده در لايه هاي داستان راهنمايي مي كند. نكته جالب توجه ديگر كه تقريبا درباره همه آثار او قابل بررسي است ملموس بودن و نزديكي سريال هاي اين كارگردان به روابط و تعاملات و شرايط اجتماعي است. آقاخاني سعي دارد تا پديده اي نوظهور و پيوسته در حال دگرگوني جامعه را به بطن روابط درون ساختاري و خانوادگي قصه هاي خود يا ساير نويسندگان سريال هايش بكشاند.
اين كارگردان همچنين در اين جرح و تعديل ها از شرايط سياسي و اجتماعي جامعه اكنون غافل نمي ماند و با قراردادن شوخي ها، كنايه ها، گلايه ها و نقدها در گفتمان هاي معمول شخصيت هايش آنها را در سطحي كلان مطرح كند تا اثرش غافل از شرايط اجتماعي نباشد.
با اين حال به نظر مي رسد سعيد آقاخاني در تازه ترين تجربه سريال سازي خود؛ يعني بيمار استاندارد عليرغم پايبندي به روال و شيوه خاص كارگرداني اش در اضافه كردن جزئيات و ظرافت هاي رفتاري، تيپ سازي و موقعيت هاي بارور طنز به فضاي فانتزي نزديك شده است. او با وجود حساسيت ها، بر موضوع بيماري هاي رواني همچون شيزوفرني، ترس، وسواس شديد فكري و ... دست گذاشته و انصافا در اين زمينه بازيگران خود را به خوبي هدايت كرده است. شايد همكاري او با بهرام توكلي كه براي اولين بار است براي تلويزيون مي نويسد و پيش از اين با آقاخاني در سينما فيلم «من ديه گو مارادونا هستم« را تجربه كرد، باعث شده است بيمار استاندارد سروشكل سينمايي به خود بگيرد و اين ويژگي در انتخاب بازيگران، نوع دوربين و قاب بندي ها، دكوپاژها و ميزانسن ها هم نمود يافته است. همچنين پيچيدگي هاي داستان، پركاراكتر بودن قصه و ريتم تند سريال نيز به اين موضوع دامن زده است.
با همه اين تفاسير بيمار استاندارد تجربه جديدي در حوزه طنز است كه به فانتزي مي زند و ارائه آن به مخاطبان فضاي تازه اي براي آنها باز مي كند. بيمار استاندارد راهكاري براي استاندارسازي گونه اي از طنز و كمدي در تلويزيون است كه تجربه نشده و جاي كار بيشتري دارد. در پايان مي توان گفت بيمار استاندارد براي آقاخاني و تلويزيون سطح جديدي از سريال سازي است و مي تواند مخاطب حرفه اي سينمايي را نيز به تلويزيون باز گرداند.
*خبرنگار و منتقد حوزه فيلم و تلويزيون
استانداردسازي جريان جديدي از طنز با بيمار استاندارد- ركسانا قهقرايي *
۹ فروردین ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲
کد خبر:
82014553

تهران- ايرنا- بيمار استاندارد سريال نوروزي شبكه يك سيما، اثري نو در كارنامه حرفه اي كارگرداني سعيد آقاخاني به شمار مي آيد.