به گزارش دفتر منطقه ای ایرنا در دمشق، هر چند برخی از فرماندهان ارشد سپاه زمان تشکیل این نیروی مومن، انقلابی و متعهد را به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت می دهند، اما تاریخ رسمی تشکیل سپاه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ است.
در سال ۱۳۵۸ حجتالاسلام "حسن لاهوتی" (مرحوم) حکمی از سوی امام خمینی (ره) برای تأسیس سپاه دریافت می کند و پیرو همین مساله در ۱۲ اردیبهشت ماه همین سال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل و "جواد منصوری" به عنوان اولین فرمانده این ارگان انقلابی تعیین می شود.
از همین زمان سپاه با اینکه ارگانی نوپا و متشکل از جوانان انقلابی بود، فعالیتهای خود در دفاع از انقلاب و مقابله با ناامنیها را شروع می کند، از جمله مقابله با قائلههای تجزیهطلبانه و ضد انقلاب در خوزستان و کردستان و مقابله با عوامل نفوذی در دستگاهها و نهادهای انقلابی و کشور. اقدامات سپاه در مدت کوتاه آنقدر چشمگیر بود که امام خمینی (ره) در ۲۹ مرداد سال ۵۸ زمانی که عدهای از اعضای شورای فرماندهی سپاه برای ارائه گزارش به خدمت ایشان در شهر قم میروند، رهبر کبیر انقلاب در تجلیل از اقدامات سپاه پاسداران میفرمایند: «من از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه نظرم از شما برنمیگردد. اگر سپاه نبود، کشور هم نبود. من سپاه پاسداران را بسیار عزیز و گرامی میدارم. چشم من به شماست. شما هیچ سابقهای جز سابقه اسلامی ندارید. سلام مرا به همه برسانید. من از همه شما متشکرم. من برای همه دعا میکنم.» (صحیفه امام، ج ۹ ص ۳۱۴)
با شروع جنگ تحمیلی رژیم بعث صدام علیه ایران در ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵۹، پرونده حماسه سازی جدیدی برای سپاه گشورده شد و این نیروی انقلابی در کنار نیروهای بسیج و ارتش جمهوری اسلامی با کسب تجربه از قائله ضدانقلاب در کردستان اقدام به حراست از کشور می کند، اقدامی که اول گروه هایی تروریستی همچون کومله و دمکرات منکوب می شوند و در ادامه پس از هشت سال به شکست ارتش رژیم بعث صدام و پیروزی ایران ختم می شود.
حضور سپاه در سوریه و لبنان
با پیروزی انقلاب اسلامی و در ادامه تشکیل سپاه، حمایت از گروه های مقاومت فلسطینی و لبنانی نیز آغاز شد و هر روز بر روند آن افزوده شد و با تهاجم ارتش رزیم صهیونیستی به لبنان و اشغال این کشور، فعالیت های برون مرزی سپاه نیز شکل نسبتا منسجم به خود گرفت.
در۱۵ خرداد ۱۳۶۱ و زمانی که ارتش رژیم صهیونیستی به بهانههای واهی و با استفاده از حالت مشغول به جنگ بودنِ ایران در تجاوز رژیم صدام و نگرانی بخشی از دولتهای عرب از پیروزی ایران در جبهه خرّمشهر، از هوا، زمین و دریا به کشور مظلوم لبنان حمله کرد و تا بیروت پیش رفت؛ بعداً معلوم شد که یکی از اهدافِ آن تهاجم، کم کردن فشار ایران به ارتش صدام و نجات رژیم بعث عراق و گرفتار کردن سوریه بوده است که در جنگ، حامی ایران و مخالف رژیم بعث صدام بود.
طبیعی بود که در ایران، موجی از درخواست حمایت از فلسطین و مردم لبنان به وجود آید و بسیاری از رزمندگان، خواستار حضور در جبهههای جهاد مستقیم با دشمن صهیونیستی بشوند و شدند و حکّام وقت رژیم بعث عراق از این فرصت که اسرائیل برایشان خلق کرده بود، استفاده کنند و پیشنهاد متارکه جنگ و اجازه عبور ایران از خاک عراق به سوی مرزهای اسرائیل را بدهند.
وقت زیادی از «شورای عالی دفاع» و فرماندهان و مسؤولین سیاسی، صرف بحث بر روی این موضوع میشد و جمعی از کارشناسان سپاه، برای بررسی وضع جبهههای لبنان و اسرائیل، به منطقه رفتند.
۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۶۱ اولین گروه از نیروهای سپاه و بسیج و شماری از نیروهای تیپ ذوالفقار ارتش به فرمانده حاج "احمد متوسلیان" (مفقود الاثر) فرمانده وقت تیپ محمد رسول الله (ص) راهی دمشق شدند تا از آنجا برای مقابله با ارتش متجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان بروند.
حاج احمد متوسلیان از نخستین لحظات ورود نیروهای اعزامی جمهوری اسلامی ایران به سوریه میگوید: «استقبالی که مردم و مقامات سوریه از نیروهای ایرانی کردند، بینهایت عالی بود. آنها هرگز در باورشان نمیگنجید که ما ایرانیها، با توجه به مسایلی که مملکتمان با آن درگیر است، خصوصاً مسأله جنگ تحمیلی، به این صورت عملی وارد کار بشویم؛ آن هم در حالی که قبلاً کشورهای عضوِ به اصطلاح جبهه پایداری حتی کوچکترین قدمی در رابطه با کمک به سوریه و لبنان برنداشته بودند. براین اساس، وقتی که ما در عمل وارد قضیه شدیم، آمدن نیروهای ما برای همه به شدت گنگ و باورنکردنی به نظر میرسید.
رژیم صهیونیستی به محضر پخش خبر ورود نیروهای ایرانی به دمشق، تدابیر بیسابقهای اتخاذ کرد. متوسلیان در این باره میگوید: «بلافاصله بعد از ورود اولین هواپیمای حامل نیروهای ایرانی به دمشق، رژیم اسرائیل اعلام آتشبس یکطرفه کرد و این اولین گام بود برای اینکه دست به عقبنشینی تاکتیکی بزند و این امر هم در اینجا پیش آمد که نیروهای وابسته به اسرائیل در خاک لبنان مثل «فالانژیستها» و نیروهای مربوط به سرگرد «سعد حداد» و حتی اسرائیل در برنامة رادیوییشان بخش فارسی دایر کردند و عجیب اینکه بخش فارسی این رادیوها بلافاصله بعد از ورود نیروهای ایرانی، شروع به کار کرد. صهیونیستها و مزدورانشان در تبلیغات رادیویی میگفتند: شما ایرانیها چرا آتش بیار معرکه شدهاید!؟ شما برای اشغال لبنان آمدهاید! عجیب اینکه در عرفِ صهیونیستهای متجاوز و اشغالگر، ما اشغالگر محسوب میشدیم و صهیونیست های متجاوز، حامی مردم لبنان!
اعزام نیروها به سوریه برای دفاع از مردم لبنان، در سه مرحله انجام گرفت. طی مدت حضور این نیروها در دمشق، متوسلیان علاوه بر نظارت و مشارکت فعال بر روند شناسایی خطوط مقدم جبهه بقاع، چند مانور شهری هم برای نیروها ترتیب داد. در مانوری که ۲۸ خرداد ۱۳۶۱ در شهر دمشق برگزار شد، نیروها با نظم و انضباطی خاص، جهت شرکت در مراسم نماز جمعه به مسجد اموی رفتند. آنان در صفوفی متشکل و منظم، دوشادوش مردم دمشق، نماز وحدتآفرین جمعه را اقامه کردند و سپس جهت زیارت مقام «رأسالحسین (ع)» روانه آنجا شدند. این مانور خیابانی، برای اهالی پایتخت سوریه بسیار عجیب و تکاندهنده بود. در بازار حمیدیه، مردم دمشق، از کوچک و بزرگ اشک شوق میریختند.
حضور نیروهای ایرانی در قالب نیروهای سپاه در سوریه و لبنان شوق فراوانی در بین مردم دو کشور ایجاد کرد و آنها دیدند که تنها نیستند و دست یاری خدا این بار با سپاه محمد (ص) به یاریشان آمده است.
ادامه دارد...
نظر شما