۱۶ مرداد ۱۴۰۲، ۱۳:۴۳
کد خبرنگار: 5302
کد خبر: 85191959
T T
۰ نفر

برچسب‌ها

کلیدار کعبه، یک آیه یک نمایشنامه

۱۶ مرداد ۱۴۰۲، ۱۳:۴۳
کد خبر: 85191959
کلیدار کعبه، یک آیه یک نمایشنامه

قم- ایرنا- کتاب کلید دار کعبه، نمایشنامه‌ای برای نوجوانان بر اساس آیه‌ای از قرآن کریم است که سید حسین فدایی حسین آن را نوشته است.

به گزارش ایرنا، حوزه هنری استان قم با درک ظرفیت سرشار مفاهیم آیات، شان نزول و قصص قرآن کریم و نیز با توجه به قابلیت بالای هنر نمایش در مسیر اعتلای زندگی بشر و همچنین نیاز وافر جامعه، مسیری را فراهم آورد که یکی از نتایج آن، کتاب کلیدار کعبه است.

این حوزه با کمک محققین زبده قرآنی و نمایشنامه نویسان متعهد، نمایش نامه هایی متناسب برای سنین گوناگون و با شیوه های اجرایی گوناگون خلق کرده است تا با عنایت خداوند و همیاری عاشقان، شاهد افق های روشن در اشاعه نمایشی فرهنگ والای قرآن مجید باشیم.

در همین راستا مجموعه نمایشنامه‌های قرآنی پنج جلدی خلق شد که دستاورد جمعی به حساب می آیند و در راستای تحقق دستیابی به افق‌های درخشان تلاش می‌کنند.

پژوهش‌های محققین زبدۀ قرآنی و هنرمندی نمایشنامه‌نویسان چیره دست سبب شد تا آثاری متفاوت متناسب با سنین مختلف و شیوه‌های اجرایی گوناگون به دست آید.

این مجموعه پنج جلدی عبارت است از "میزان" شهید سید حسن حسینی، "آن‌ها زنده‌اند" مجید ملامحمدی، "کارستان" محمدرضا آزاد، "کلید دارِ کعبه" و "به خاطر مروارید" به قلم سید حسین فدایی حسین.

این کتاب ۴۰ صفحه ای دارای پنج شخصیت نمایش می باشد که نوجوان یک: ابن طلحه، نوجوان ۲: ابوشمیم، نوجوان سه: اهالی یک، نوجوان چهار: پدر طلحه و نوجوان پنج: اهالی ۲ عناوین شخصیت های مذکور است.

صحنه با کلاس درس، مسجد یا جایی مانند آن آغاز می شود.

در بخشی از کتاب کلیددار کعبه می‌خوانیم:

نوجوان ۱: اگه نیام چی؟

نوجوان ۴: اون وقت منم بهت می‌گم... [در نقش پدر] چه فکر کرده‌ای ابن‌طلحه؟ به خیالت چون کلیددار کعبه هستی، نباید پاهای پدرت را ماساج بدهی؟ [از نقش خارج می‌شود. خطاب به نوجوان ۱] دیدی؟ این‌طوری همه فهمیدن اسم تو ابن‌طلحه‌ست، منم پدر تو هستم، سنّم هم زیاده، چون پاهام درد می‌کنه. تو هم کلیددار کعبه هستی. و، در ضمن، خیلی هم بی‌احساس و مغروری!‌

نوجوان ۱: واسه چی؟

نوجوان ۴: چون حاضر نیستی پاهای پدرت رو ماساژ بدی!

نوجوان ۳: ماساژ یا ماساج؟

نوجوان ۴: حالا هر چی!

مربی: خیلی‌ خُب، کافیه. حالا برین سراغ قصه.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha