به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ عباس کیارستمی از جمله شاخص ترین هنرمندان ایرانی است که در رشتههای مختلف هنری از جمله سینما، نقاشی، ادبیات، عکاسی و گرافیک آثار متعدد و قابل اعتنایی دارد اما عمده شهرت و فعالیت وی در سینما و به جهت ساخت فیلمهای تجربی و هنری بوده است.
کیارستمی در یکم تیر ۱۳۱۹ خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود و نخستین تجربه هنری خود را با آیدین آغداشلو در رشته نقاشی تجربه کرد. در کارنامه سینمایی کیارستمی بیش از ۴۰ فیلم سینمایی داستانی، کوتاه و مستند دیده میشود که بیشترین شهرت او به جهت دریافت نخل طلا برای فیلم طعم گیلاس بود. وی در جشنوارههای معتبر فیلم جهان به عنوان داور حضور داشت و با چهار دوره داوری در جشنواره فیلم کن در سالهای ۱۹۹۳، ۲۰۰۲، ۲۰۰۵ و ۲۰۱۴ میلادی در میان هنرمندان ایرانی پیشتاز است. وی همچنین با دریافت ۳۲ دستاورد شخصی، پرافتخارترین هنرمند ایران بهشمار میرود و تنها فردی است که ۲ بار جایزه ویژه هیأت داوران را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد و از این نظر رکورددار است.
عباس کیارستمی پس از سالها تلاش در راه هنر و فرهنگ این مرز وبوم ۱۴ تیر ۱۳۹۵ خورشیدی در ۷۶ سالگی در بیمارستان جم تهران دیده از جهان فرو بست و تا ماهها بعد پرونده مرگ وی به دلیل قصور پزشکی باز ماند و حتی کمپین پیگیری پرونده پزشکی او از طرف گروهی از سینماگران و علاقهمندان به کیارستمی به جهت مشخص شدن علل و عوامل مرگ این هنرمند راهاندازی و در نهایت پزشک معالج به توبیخ کتبی با درج در پرونده و نشریه نظام پزشکی محکوم شد و تا سه سال برای این پزشک عدم سوءپیشینه انتظامی صادر نمی شود و نمی تواند مسوولیت فنی مراکز درمانی را برعهده گیرد و موسس مرکز درمانی باشد.
پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به بهانه سالروز تولد عباس کیارستمی و بررسی بیشتر کارنامه هنری او با «روبرت صافاریان» منتقد و کارشناس سینمایی گفت و گو کرده است.
متن این گفت وگو را در ادامه میخوانیم:
ایرنا: مهمترین دلایل شهرت و محبوبیت کیارستمی در ایران و جهان چه بود؟
صافاریان: عباس کیارستمی از دید من پس از مرگش مشهورتر شد و با توجه به اینکه بیشتر آثار او تجربی بود، عامه مردم شناخت درستی از کارهای این هنرمند نداشت. در جامعه ما، اقبال بین المللی و موفقیت جهانی اعتبار فراوانی به افراد و هنرمندان میدهد تا ارزش واقعی کارهای آنان. این جایزههاست که سبب شهرت و محبوبیت افراد میشود. به طور کلی مردم ما به تأیید خارجیها بیش از جایزههای داخلی اهمیت قائلند.
در واقع کیارستمی که مردم تصور میکنند با کیارستمی واقعی فاصله زیادی دارد و ما به جای تحلیل و بازشناسی آثار و فیلمهای او، تنها به موفقیتها و جوایز آن دلخوش کردیم و این انحراف بزرگی در نوع خود به شمار میآید.
ایرنا: شما کتابی نوشتهاید با عنوان سینمای عباس کیارستمی، درباره این کتاب و رویکردتان به کیارستمی توضیح دهید؟
صافاریان: این کتاب در زمانی منتشر شد که آخرین روزهای زندگی عباس کیارستمی در حال گذر بود اما در این مجموعه تمامی آثار کیارستمی از نخستین فیلم او یعنی «نان و کوچه» در ۱۳۴۹ خورشیدی تا آخرین اثر وی یعنی «مثل یک عاشق» در ۱۳۹۱ خورشیدی واکاوی و تحلیل شده است.
این کتاب به گونهای نگاشته شده که مجموعه آثار کیارستمی در قالب یک کارنامه ممتد و ادامه دار تحلیل شده است و برخلاف تفسیرها و نقدهایی که هریک از آثار را به طور جداگانه تحلیل کردهاند؛ در کتاب مذکور همه آثار به عنوان یک متن بزرگ بررسی شده و ارتباط آنها با یکدیگر نیز واکاوی و تحلیل شده است.
در انتها باید عنوان کنم که از نظر من بهترین راه شناخت و بررسی کامل بزرگانی چون کیارستمی تحلیل و وارسی آثار آنها به شمار میرود چراکه مستندترین و دقیقترین اطلاعاتی که از هر هنرمند میتوان دریافت کرد از آثار و مجموعه کارهای او است و مطالعه بیوگرافی کمتر میتواند شناخت و درک درست و کاملی از هنرمندان ارائه دهد.
ایرنا: چه ارزیابی از کارنامه هنری و سینمایی عباس کیارستمی دارید؟
صافاریان: به طور کلی ارزیابی من این است که با هنرمند مبتکر و بزرگی مواجه هستیم که سبب مطرح کردن سینمای ایران در جهان شده و توانسته است، نوع خاصی از سینمای تجربی و هنری را در دنیا مطرح کند. کارهای دوره میانی او، یعنی همان فیلمهایی که او به سبب آنها مشهور است و برایش شهرت جهانی به ارمغان آوردند، از نظر من جالبترین کارهای او نیستند. من آثار پیش از انقلاب او به ویژه فیلم «گزارش» و آثار تجربی دوره اخیرش مانند فیلم «ده»، «شیرین» و البته «کپی برابر اصل» را بیشتر دوست دارم.
ایرنا: کیارستمی در ۱۹۹۷ میلادی برای فیلم طعم گیلاس به دریافت نخل طلای کن موفق شد که تا کنون نصیب هیچ یکی از سینماگران ایرانی نشده بود. درباره این جایزه و تأثیر آن در حیات و فعالیت هنری کیارستمی توضیح دهید.
صافاریان: این جایزه که برای فیلم طعم گیلاس اهدا شد، به طور مشترک به کیارستمی و شوهی ایمامورا برای فیلم مارماهی داده شد. از نظر من به طور کلی جوایز تعیین کننده نیستند و «طعم گیلاس» در میان فیلمهای کیارستمی فیلم محبوب من نیست. به ویژه فکر میکنم بخش پایانی و نتیجهگیری اخلاقی آنکه طعم یک دانه توت یا گیلاس میتواند آدمی را که تصمیم به خودکشی گرفته است منصرف کند؛ سادهانگارانه است.
ایرنا: درباره سبک و شیوه آثار سینمایی کیارستمی چه تحلیلی دارید؛ آثاری که با وجود سادگی، ظرافتهای معنایی و عمیقی دارند و به آثار واقع گرا و رئالیستی موسوم شدهاند که سرشار از زندگی است.
صافاریان: این عنوان رئالیستی که شما عنوان کردید به وسیله بسیاری از کارشناسان و منتقدان سینمایی مطرح شده است و حتی ایرج کریمی کتابی نیز با عنوان «کیارستمی؛ فیلمساز رئالیست» به نگارش در آورده اما از نظر من عبارت رئالیست عبارت بسیار کلی و مبهمی است که از فیلمهای نئورالیستی سینمای ایتالیا تا سینمای مستند را شامل میشود، به علاوه برای فیلمسازی با چهار پنج دهه کار هنری محدود کردن و برچسب رئالیستی زدن اقدام درست و دقیقی نیست چراکه در کارنامه کیارستمی فیلمی مانند «کلوزآپ» وجود دارد که آشکارا مفهوم رئالیسم با تعریف رایج آن را مورد پرسش قرار میدهد. بهتر و دقیقتر این است که در ارتباط با فیلمسازی با چنین کارنامه پر باری از سبک واحدی سخن نگوییم. البته اشتراکاتی در فیلمهای کیارستمی وجود دارد که در این مجمل زمان اشاره به آن نیست اما به طور کلی این خصیصهها و ویژگیها دوره به دوره تغییر کرده است.
ایرنا: درباره تأثیر سینما و سبک کیارستمی بر دیگر فیلمسازان ایرانی و خارجی چه نظری دارید و الهام پذیری بزرگانی چون «برادران داردن» از بلژیک را میپذیرید؟
صافاریان: کیارستمی به خصوص پس از موفقیت بین المللی فیلم «طعم گیلاس» روی فیلمسازان هم عصر خود تأثیراتی داشته که غیر قابل انکار است. برای نمونه همچنان که شما اشاره کردید، «برادران داردن» در چند فیلم خود متأثر از کیارستمی هستند. همچنین «دیوید لینچ» در فیلمی با عنوان «داستان استریت: The Straight Story» آشکارا از عباس کیارستمی الهام گرفته است. در سینمای شرق دور هم ردپای سینمای کیارستمی را در فیلمهای کارگردانهای چینی میتوان جست وجو کرد.
ایرنا: جریان سینمای هنری ایران به بهانه ورود به سینمای کیارستمی و کلیت آن را چگونه تحلیل میکنید؟
صافاریان: در سینمای ما نمیتوان قائل به یک جریان یا جنبش سینمای هنری شد. افراد و هنرمندانی داریم که به طور انفرادی به ساخت و تولید آثار تجربی و هنریتر روی میآورند و آثار آنها در گروه هنر و تجربه در حال نمایش و عرضه است.
ایرنا: وجه تمایز کیارستمی با دیگر فیلمسازان هم عصر خود که او را تبدیل به یک آرتیست مستقل و تجربی کرده است، چیست؟
صافاریان: یکی از وجوه قابل اعتنا که باعث تمایز کیارستمی با دیگر فیلمسازان شده، این است که کیارستمی هیچ گاه ارادی و غیر ارادی برای «بازار» فیلم نساخت. زمانی طولانی در کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان فیلم میساخت و پس از آن و با موفقیت در کن توانست جایگاه جهانی پیدا کند و تهیه کننده فیلمهایش شود و به راحتی تهیه کننده بینالمللی پیدا کند؛ او در هیچ یکی از این ۲ مقطع، وابسته به گیشه و بازار نبود و این باعث تمایز او به عنوان یک فیلمساز تجربه گرای ایرانی شد.
این کارشناس سینما در ادامه درباره مفهوم «فیلمساز مستقل» چنین گفت: من خیلی قائل به استفاده از اصطلاح «فیلمساز مستقل» نیستم و به کارگیری آن را صحیح نمی دانم چرا که معلوم نیست منظور افرادی که از سینمای مستقل سخن میگویند استقلال از جنبه مالی و اقتصادی است یا از منظر نوع بیان و شیوههای روایتی. درباره کیارستمی نیز با اینکه وی از بیان تجربی و مستقل استفاده میکرد از نظر مالی وابسته سینمای دولتی و کانونی بود، از این رو در آن مقطع نمیتوان از وی به عنوان فیلمساز مستقل به معنی استقلال از مؤسسات دولتی یاد کرد.
ایرنا: در ارتباط با آثار غیر سینمایی کیارستمی همچون کتابهای شعر وی و روایت کیارستمی از حافظ و سعدی چه نظری دارید؟
صافاریان: من مجموعههایی را که کیارستمی از کارهای شاعران کلاسیک ایرانی منتشر کرده است، نخواندهام. از حرفهای خود او میفهمم که این کتابها را برای معرفی شاعران یادشده به جوانان تنظیم کرده است اما شعرهای کیارستمی را دوست دارم. در ابتدا آنها را خیلی جدی نمیگرفتم با این حال در چند سال اخیر که این آثار را بیشتر خواندهام، برایم بسیار جالب شدهاند. عکاسی کیارستمی نیز از دیگر نمودهای هنری او است که وجوه دیگر خلاقیت و نوآوری این هنرمند را نمایان میسازد.
نظر شما